
درد من حصار برکه نیست درد من زیستن با ماهیانی است که فکر دریا به ذهنشان هم خطور نکرده استxa0 دل نوشت: وقتی فکرش را می کنم که اگر قطره آبی کم بود کل هستی احساس تشنگی می کرد دستم نمیxa0رود گلی را بچینم ،مبادا ستاره ای لطمه ببیند... معبودم:اگر زندگیم آن طوراست که میخواهی بی قراریم را کنارمیگذارم وآرام می گیرم.xa0...
ادامه مطلب
خدایا! دنیا پراز هیاهوست! xa0 xa0 خدایا! دنیا پراز هیاهوست! می ترسم بین این همه صدا،گم بشوم! هزاران رنگ،هزاران چشم!از کدام راه باید بروم؟ نکند:بیراهه بروم و از کاروان جا بمانم؟؟؟ نکند:یادم برود که میان این همه رنگ فقط باید رنگ یکرنگی را بخواهم! خدایا:نمیخواهم همه ی کارهای دنیا را بیاموزم! خدایا:نمیخواهم چون طفلان سرگرم هزار بازیچه باشم! خدایا:نکند خوابم ببرد و خواب بمانم! بعدا نوشت:اندوهها در من شعلهور است وابرها در من در حال بارش نیمی آتشمxa0نیمی باراناما بارانم آتشم را خاموش نمیکند!!! xa0...
ادامه مطلب